سایر موارد
Powered By MovableType 3.35

سندی از یکصد سالگی شهرداری خوی
گلایه ای از شورای نامگذاری محلات و خیابانهای شهر خوی

اورین مقدم


KHOY-mir-isa-sae%27diye-khoyi.jpg

وقوع انقلاب مشروطه سرفصل جدیدی در تاریخ کشورمان گشود. تازه های دنیای متمدن ‏آنروزی به تدریج در سراسر کشور پا گرفتند و سازمانها و نهادهای ملی ـ مردمی برای ایجاد و ‏افزایش مشارکت عمومی در امر ادارۀ مملکت به وجود آمدند. یکی از این ارگانها، انجمن های ‏ایالتی و ولایتی بود. بر اساس متممی که به پایمردی آذربایجانیان به قانون اساسی مصوب ‏مجلس مؤسسان اضافه گردید می بایست در هر یک از ایالات چهارگانه آذربایجان، فارس، کرمان ‏و خراسان انجمنی به نام انجمن ایالتی برپا گردد و نیز در هر یک از شهرها انجمن های ولایتی ‏تشکیل شود.‏

بر این اساس در خوی نیز انتخاباتی صورت گرفت و اشخاص ذیل به عنوان اعضای انجمن ‏ولایتی انتخاب شدند:‏
‏1ـ حاجی علی اصغر پارسا
‏2ـ حاجی ابراهیم خلیل
‏3ـ حاجی محمدجعفر
‏4ـ شیخ عبدالحسین اعلمی
‏5ـ شیخ محمدحسین
‏6ـ لطفعلی خان سرتیپ ریاحی
‏7ـ آقا میرعیسی سعیدی
بعد از این امر و مطابق قانون انجمن های ایالتی و ولایتی، انجمن بلدی نیز جهت اداره شهرها ‏و انتخاب شهردار تشکیل شد. عدۀ اعضای انجمن بلدیه می بایست در شهرهای کوچک 16، در ‏شهرهای متوسط 20 و در شهرهای بزرگ 30 نفر باشد که از محلات مختلف شهر برگزیده می ‏شدند.‏
در تورقی که در صفحات روزنامۀ انجمن، ارگان انجمن ایالتی آذربایجان داشتم، به خبری ‏برخوردم که حکایت از تشکیل انجمن بلدیه در خوی داشت. در شمارۀ نهم سال دوم این روزنامه ‏به تاریخ 2 ربیع الاول 1326 چنین می خوانیم:‏
‏« از حسن کفایت و کاردانی جناب جلالتماب اجل سالار ارفع [حاکم خوی] و اهتمامات وافیه ‏وکلای انجمن ولایتی داخله شهر خوی در کمال نظم و امنیت، خاصه عمل خبازخانه ها را که این ‏اوقات واگذار به وکلای اصناف نموده اند از حیث نان رفاه و آسایش تامه برای اهالی حاصل و از ‏آنجایی که نمایندگان محترم ملی با کارگذاران حکومتی اتفاق مادی و معنوی را نموده، درصدد ‏تکمیل روابط انتظام و طی مراحل قانونی هستند و الحق نسبت به سایر ولایات جزو آذربایجان در ‏طریق ترقی و سعادت سیر سریعانه می کنند، لذا در تأسیس انجمن بلدیه آنجا که از وسایل ‏تأمین ملک و آسایش ملت است بذل مراقبت نموده، موافق قانون نظام نامه، وکلای محلات را روز ‏جمعه 3 شهر صفر المظفر [ 14 یا 15 اسفند 1286 ] انتخاب کرده اند و اسامی وکلا موافق ‏صورت ذیل است که از خوی به اداره فرستاده اند و ما نیز محض اطلاع عامه درج می شود:‏
‏(حاجی حسن آقا تاجر عبدالعلی زاده، حاجی حسین آقا بزاز ابوطالب زاده، جناب امجدالملک، ‏حاجی احمد آقا صراف، آقا میرابوالحسن، حاجی زین العابدین، مشهدی جلیل بزاز، مشهدی ‏محمدحسین صراف، مشهدی محمد بقال، حاجی اسماعیل دلال، حاجی محمود قراعینی، ‏حاجی میرزا عباس بزاز، آقا میرزا عبداله بزاز، علی اکبرخان سرهنگ، حاجی خلیل آقا تاجر، آقا ‏میرزا محمد، ملا آقا جان، کربلای حسن، آخوند ملا عباس)‏
بدین گونه معلوم می شود که سابقۀ تشکیل نهاد شهرداری در شهر خوی به یکصد سال قبل ‏بر می گردد، این در حالی است که قانون تشکیل انجمنهای بلدی در شهری مثل تهران در آن ‏تاریخ به اجرا در نیامد و شهرداری تهران بعد از سال 1300 شمسی به تدریج شکل گرفت. با این ‏تفاصیل می توان ادعا کرد که خوی بعد از شهر اولین ها تبریز عزیز، دومین شهری است که دارای ‏تشکیلات شهرداری و بلدیه گشته است. امید است روزی با به دست آمدن منابع کافی نوشته ‏مفصلی دربارۀ این موضوع نوشته شود.‏

‏* * *‏

هفته گذشته در سفری که به تهران به جهت تحقیق دربارۀ مطبوعات خوی داشتم، توفیقی ‏نصیب شد تا به حضور نویسنده شهیر و نام آشنای شهرمان جناب علی اصغرخان سعیدی ‏برسم.‏
آقای سعیدی از نویسندگان و مترجمان بنام کشورمان هستند و در محافل علمی ـ ادبی نام ‏ایشان و آثار گرانبهایشان معروف عام و خاص است. از سوی دیگر خدمات فرهنگی ایشان برای ‏شهر آباء و اجدادیشان خوی امری است آشکار.‏
چندین سال تدریس در مدارس خوی و انتشار مجلۀ گرانسنگ « ترانه » با یاری دوستانی چون ‏آقایان سیروس آموزگار و محمدباقر فریور و مشارکت افرادی چون خانم دکتر ژاله آموزگار و دکتر ‏مرتضی شمس و ... و نیز مقالات تحقیقی در باب تاریخ و فرهنگ خوی من جمله « خوی و ‏اروپائیان » مندرج در کتاب « یکی قطره باران » و « آشنایی با عباسعلی خان میرپنج و خاندان ‏دنبلی » در کتاب « گزارشهای تلگرافی آخرین سالهای عصر ناصرالدین شاه » از جمله خدمات ‏ایشان نسبت به زادگاهشان است. مضافاً اینکه ایشان در اغلب آثارشان گوشۀ چشمی نیز به ‏خوی دارند و به مناسبتی ذکری و یادی از آن به میان می آورند.‏
خاندان سعیدی لااقل در تاریخ معاصر شهرمان خصوصاً در روزهای پرحادثۀ انقلاب مشروطه از ‏جمله تأثیرگذارترین خانواده ها بوده اند و دینی بر مردم شهر ما دارند. به ویژه خدمات مرحوم ‏میرعیسی سعیدی به عنوان یکی از اعضای اولین انجمن ولایتی خوی در تاریخ این شهر ثبت ‏است.‏
مرحوم مهدی آقاسی در مورد ایشان در صفحۀ 530 تاریخ خوی می نویسد: « مرحوم آقا ‏میرعیسی سعیدی ... در قیام مشروطیت یکی از پیشروان آزادی خواهی در خوی گردید و دسته ‏مجاهدان خوی را که جهانگیر میرزا و عبدالحسین خان محتشم السلطان و آقاخان آقاسی و ‏حاجی حسین خان ریاحی و غلامحسین خان ریاحی و میرمصطفی سعیدی و عمر ناجی ناطق ‏معروف از آن جمله بودند در خوی تشکیل داد و از اعضای انجمن ولایتی گردید و در جنگهای ‏سکمن آباد و فیرورق [(پئره)] که علیه سپاه استبداد بر پا شده بود دست اندر کار بود. در ‏استبداد صغیر با عده ای از مجاهدان از آن جمله سراج الحکما و میرزا آقا بالا و عمر ناجی و ‏مشهدی عباس دستگیر و سپس آزاد گردید و به خوی بازگشت. پس از استیلای روس ها به ‏استامبول رفت و در جنگ بین الملل به ایران برگشت و با سپاهیان روس به جنگ پرداخت و در ‏پایان جنگ دوباره به استامبول رفت و در سال 1337 [قمری] به خوی بازگشت و در سوم شعبان ‏‏1338 حاکم خوی ایلخانی دستور داد تا او را با عدۀ دیگری از مجاهدان دستگیر و زندانی کردند و ‏بعد به ماکو تبعید شد و سی و سه روز در قراعینی به حال تبعید بسر برد و بعد دوباره به خوی ‏آمد و بقیه عمر را در این شهر اقامت گزید و در این مدت از اعضای کمیسیون جنگ بود. مرحوم آقا ‏میرعیسی در مدت اقامت در خوی از پیشقدمان کارهای خیر و عام المنفعه بود. وفات او در سال ‏‏1306 [شمسی] اتفاق افتاد. »‏
در ضمن ایشان در سالهای 1299 و 1300 شمسی نمایندگی روزنامه پرآوازۀ ملانصرالدین را ‏در خوی بر عهده داشتند و با تلاشهای ایشان، خوی بعد از تبریز و تهران بیشترین تعداد مشترک ‏روزنامه را دارا بود.‏
از افراد دیگر این خاندان مرحوم میرزا موسی سعیدی (جد استاد علی اصغرخان سعیدی) را ‏نیز می توان نام برد که از جمله آزادیخواهان شهر در دورۀ مشروطه بودند و به نوعی جان خود را ‏نیز در این راه از دست دادند.‏
اما آنچه که در این مختصر می خواهم بدان اشاره کنم نقل گلایه ای است که استاد و همسر ‏فرهیخته شان خانم سعیدی از شورای نامگذاری محلات و خیابانهای شهر داشتند.‏
همانطور که قدیمی های شهر نیز به یاد دارند محله ای که امروزه به نام « سعدیه » شناخته ‏می شود، در اصل باغی بوده است متعلق به خاندان سعیدی که در سالهای نه چندان دور، این ‏خانواده ضمن تفکیک آنرا فروخته و در نتیجه در محل آن محلۀ فعلی به وجود آمده است. حتی به ‏تصریح جناب سعیدی، زمینی نیز برای احداث مسجد بطور رایگان به مردم محله اهدا شده است. ‏اما با کمال تاسف در حالیکه نام آن محله در آغاز « سعیدیه » بوده است (همچون نام بسیاری از ‏محلات و کویهای شهر که با نام باغ موجود در آن مکان شناخته می شوند) ولی بعدها عمداً یا ‏سهواً به « سعدیه » تغییر یافته است. هر چند که احترام شاعر شیرین سخن شیرازی در جای ‏خود محفوظ است، اما به نظر می رسد زنده نگه داشتن نام افراد و خاندانی که روزگاری برای این ‏آب و خاک زحمت کشیده اند امری است واجب. لذا بسیار بجا خواهد بود که به پاس احترام و ‏پاسداشت آزادیخواهان دورۀ مشروطه ـ آن فدائیان طالب پیشرفت و آبادانی جامعه ـ نام محلۀ ‏مزبور به شکل قبلی خود در تابلوهای راهنمای محله ذکر شود، باشد که با مشاهدۀ آن ‏فرزندانمان به یاد داشته باشند چه پدران با فراست و فداکاری داشته اند و برای ساختن آینده ای ‏روشن برای آنها چه زحماتی متحمل شده اند!‏

‏1. این نوشته در شماره 260 هفته نامه اورین خوی (23/4/86) به چاپ رسیده است.‏

سه شنبه، ۳۰ بهمنماه ۱۳۸۶ | لینک ثابت
نام:
ایمیل
آدرس سایت:
آیا اطلاعات شما ذخیره شود؟
نظر شما